بی اعتنا از کنارت رد می شوند!

قدمهایت!

به مانندکودکی است که شروع به راه رفتن میکند

تفاوتش این است : تکیه گاه او دستان مادرش و تو ... عصای شکسته !

سلام عزیزانم

میدانم که اورا می شناسید !

آری! این تصویر زیبای مردی است که جان نثارانه آب را ارج نهاد خطر ها را به جان خرید تا دینش را به مردم صرم ادا کند.با آغوشی باز مارا پذیرفت و با اشتیاق فراوان حرفهای بسیاری برایمان زد.حرف هایی از سر عشق در مورد زادگاهش، در مورد اساتید بزرگوارش و ... در اینجا فرصت را در اختیار استاد قرار می دهیم تا بگوید هرآنچه دلش تنگش میخواهد ...

 قبل از هرچیز لطفا خودتان را معرفی بفرمایید؟

اینجانب نصرت الله ارغوانی متولد 1313شمسی فرزند کربلایی غلامرضا متولد روستای صرم می باشم.

از چه زمانی به کار مقنی گری مشغول شدیدو دلیل این انتخاب چه بود؟

حدود 50 سال پیش به کار مقنی گری علاقمند شدم.و دلیل این انتخاب تامین مخارج خانواده و فرزندان و حس کنجکاوی و دیگر یادگیری اینکار بعنوان کاری فنی که افراد معدودی توانایی و استعداد این کار را داشتند که آن را انجام دهند.و از همه مهمتر احساس وظیفه ای که به  خانواده و مردم روستا داشتم.این کار را با عشق و علاقه برای مردمم انجام می دادم و به آن افتخار میکردم.

قبل از شما چه افرادی به این کار مشغول بودند؟

آن چیزی که به ذهن من میرسد افراد بزرگی همچون مرحوم استاد علی یزدی (پسر عموی  مرحوم حاج محمد علی سلیمی )، پس از آن شاگردان ایشان مرحوم استاد حسنعلی سلطان ، دایی مرحوم استاد تقی یوسفعلی و سپس  استاد علی محمد حسن خاناز اساتید مسلم این کار در به شمار میرفتند.جا دارد از افرادی همچون مرحوم کربلایی شیخ و حاج محمد مسیح خواه ، کربلایی اسمعیل رشیدی نام ببریم که اینکار را بعضی اوقات انجام می دادند .

اما نکته مهم شکوفایی استعداد های مرحوم مشهدی رضا ی خدمتکار در کار مقنی گری بود که ایشان شاگرد مرحوم استاد حسنعلی سلطان به شمار میرفت و زحمات بسیاری در این راه متحمل شد.

اما این حقیر افتخار شاگردی استاد علی را داشتم و جا دارد سلام و درود خودم را نثار تمامی این عزیزان و استاد خودم داشته باشم که سخاوتمندانه دانش اینکار را به من آموخت.

متن کامل این مصاحبه را میتوانید در ادامه مطلب مشاهده فرمایید: